سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

8

تحرير الفصول في شرح كفاية الأصول (فارسى)

الانسان ( معروض ) متعجّب ( عارض ) . ب : آنكه عارض اعم از معروض باشد مانند عروض جنس بر فصل مثلا عروض حيوان بر ناطق . ج : آنكه عارض اخصّ از معروض باشد همچون عروض فصل بر جنس يعنى عروض ناطق بر حيوان . قسم دوّم عرضى كه با واسطه داخل در ذات بر ذات عارض مىشود دو نوع است : د : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى بوده كه با معروض مساوى و داخل آن باشد مانند عروض تكلّم بر انسان به واسطه ناطق . ه : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى بوده كه اعم از معروض و داخل آن باشد نظير عروض حركت اراديّه بر انسان به واسطه حيوان . قسم سوّم عرضى كه با واسطه خارج از ذات بر ذات عارض مىشود بر چهار نوع مىباشد . و : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى مساوى با ذات و خارج از آن باشد همچون عروض ضحك بر انسان به واسطه تعجّب . ز : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى اعم از ذات و خارج از آن باشد نظير عروض تحيّز بر ابيض به واسطه جسم . ح : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى اخصّ از ذات و خارج از آن باشد مثل عروض ضحك بر حيوان به واسطه انسان . ط : آنكه عروض عرض بر ذات به واسطه امرى مباين با ذات و خارج از آن باشد مانند عروض حرارت بر آب به واسطه آتش .